نبود تعادل در تعاملات منطقه یی و بحران امنیت

نبود تعادل در تعاملات منطقه یی و بحران امنیت

افغانستان با مرز های کنونی در زمان امارت عبدالرحمن خان بوجود آمد و تثبیت شد. این مرز ها در تمامی جوانب خود با خشکه و کشور های همسایه محدود است. همسایگان ما شامل چند کشور مختلف هستند که گاهاً در منافع بین المللی شان متضاد­ِهم قرار دارند. چین، تاجکستان، ازبکستان، ترکمنستان، ایران و همسایه جنوبی و شرقی ما، پاکستان از جمله کشور های هستند که با افغانستان مرز های مشترک سیاسی و طبیعی دارند. خوشبختانه اکثریت مرز ها مشکلات سیاسی و حقوقی ندارند؛ اما مرز طولانی و جنجالی ما با کشور اسلامی پاکستان خیلی از اوقات سیاست های منطقه­یی را متأثیر ساخته است. موضوع این مرز مشترک با همسایه جنوبی و شرقی، در بعد داخلی نیز ما را دچار معضلات کلان نموده است. بند شدن مرز ها و گذرگاه های تجارتی بر روی تاجران و مال اموال آنان، سبب بی نظمی های فراوان در بازار های کشور می شود و مشکلات فراوان را به بار می آورد. عبور و مرور آزادانه از این مرز طولانی و عدم مدیریت جدی در تمامی بخش های این مرز سبب خیلی از نا امنی ها در کشور شده است. تنش ها و مشکلات که گاهی میان افغانستان و پاکستان بوجود می آید اگثراً ریشه در معضل همین خط مرزی داشته و دارد. شور بختانه این مشکل همچنان ادامه دارد و قربانی های زیاد از مردم مظلوم افغانستان می گیرد. اینکه چرا تا هنوز نتوانسته ایم تا این موضوع را به شکل منطقی و از راه های مسالمت آمیز که در سطح جهانی موجود و متعارف است حل نمایم، سوال بسیار مهم و اساسی است که به نظام کنونی و گذشتة افغانستان بر می گردد؟.

در سطح منطقه­یی، نیاز است کشور وارد معاملات سیاسی و یارگیری های استراتژیک شود؛ زیرا داشتن ارتباطات نزدیک و همسو یکی از شاخص های اساسی سیاست امروز هر کشور است. افغانستان در این میان در سطح منطقه روابط درازمدت با هند و کشور های دیگر داشته و دارد. اما طوریکه در اول اشاره شد تضاد منافع کشور ها، بویژه هند و پاکستان خیلی اوقات تأثیرات سؤ بر تعاملات و سیاست های خارجی ما با پاکستان داشته است. حفظ تعادل در این بازی های کلان منطقه­یی تا هنوز از جانب سیاست مداران ما خیلی تبلور نداشته است. واقعیت همین است، در فضای بی اعتمادی میان هند و رقیب دیرینه اش (پاکستان)، سیاست های بسیار واضح کار دارد تا به نحوی از آسیب ها و رقابت های این دو کشور در قبال افغانستان کاسته شود. در پانزده سال گذشته با توجه به شرایط جدید افغانستان بازی های منطقه­یی طوری بوده است که ما نتوانسته ایم تعادل را برقرار کنیم، تا گزند کمتر از مخمسه های موجود داشته باشیم. پاکستان از نزدیک شدن ما با هند هراس دارد و نمی خواهد دولتی در افغانستان روی کار شود که قدرتمند و توسعه یافته و با هند دوست باشد. از جانب دیگر هند با درک از شرایط منطقه در تلاش است و به نفع خویش می داند تا در افغانستان دولت قوی شکل بگیرد و آن کشور را در تداوم دوستی اطمینان دهد. هردو کشور در قبال نگرش ها و کنش های خویش نا گزیر به پرداخت هزیینه های سنگین هستند و سرمایه گذاری های وسیع انجام می دهند. در این بازی سه جانبه به خصوص در این پانزده سال اخیر تنها کشور افغانستان است که بیشترین ضرر را دیده است. زیرا ابزار و فرصت برای سیاست های تخریبی کشور پاکستان در رابطه به افغانستان، در درون کشور و آن سوی خط دیورند به وفور در دسترس پاکستانی هاست. با سرمایه گذاری نسبتاً قوی روی همین نکته ها، توانسته اند به آسانی به اهداف شان دسترسی داشته باشند. کشور ما در این روابط گره خورده سه جانبه تا حال معاملة را بنیان گذاری و عملی نساخته است که در یک همگرایی نسبی توانسته باشیم از این بازی سود ببریم، و یا حداقل از آسیب های که امروز با آن ها از این ناحیه رو به رو هستیم جلوگیری کرده باشیم. البته افغانستان از فرصت های پیش آمده از جانب هند استفاده نموده و به راحتی از این معامله نفع و دستآورد داشته است. زیرا با هند موضوعی را نداریم که در حل آن ناکام باشیم. یا از آن ناحیه به شکل جدی منافع ما تهدید شود. افغانستان با هند همسایه در به دیوار نیستند و کدام مرز مورد منازعه هم نداریم. روابط تاریخی ما با هند نیز اٌفت و خیز های کمی را تجربه نموده است.

اما شریک دیگر این بازی (پاکستان) علاوه بر اینکه نزدیکی افغانستان و هند را در راستایی منافع ملی شان نکتة متضرر کننده برای آینده خود شان می دانند، مسألة بسیار مهم و مورد منازعه را نیز با خود افغانستان دارد. اینجا هست که معضل خط دیورند قامت راست می کند و مورد توجه غیر مستقیم پاکستان در خلال سیاست های تخریبی شان قرار می گیرد. دیدیم ما با هند در مجودیت رقابت کشور هند با پاکستان روابط خوب و مبتنی بر منافع هردو کشور داریم. اما چرا با پاکستان در عین معامله ناکام هستیم؟ به خاطر این است که مشکل خط دیورند علت اصلی شکست ما در این تعاملات منطقه­یی است. اگر افغانستان و پاکستان سر این مرز منازعه نمی داشتند به جرأت می توان گفت که ما در این پانزده سال این ظرفیت را ایجاد می توانستیم که از این بازی ها به نفع خود استفاده نمایم و یا حد اقل میزان ضررش را کاهش دهیم که متاسفانه نشده است. پس تعادل در بازی های منطقه­یی که منجر به آوردن صلح و ثبات و همچنان توسعه کشور باشد وابسته به متغییر های چند سویه است. یکی از این فکتور ها که تا کنون چانس های زیادی از دست افغانستان گرفته است و از این ناحیه متضرر شده ایم و می شویم همین مسألة خط مرزی دیورند است. سالهاست مردم افغانستان قربانی این معضل هستند و به عنوان اهرم فشار بر دولت و ملت افغانستان از جانب پاکستان استفاده می شود. رقابت پاکستان و هند و دشمنی این دو کشور مگر از دشمنی ایالات متحده با ایران شدید تر است؟ در حالی که حضور نظامی گستردة امریکا و متحدانش در افغانستان در این چند سال بوده است؛ اما روابط ما به شکل مسالمت آمیز و مبتنی بر اصل همکاری های همسایگی و منطقه­یی با ایران بوده است. روابط گسترده در عرصه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی با توجه به احترام متقابل و آزادی همدیگر میان افغانستان و ایران جریان داشته است. چطور توانسته ایم در این پانزده سال حضور نظامی و سیاسی امریکا و تمامی متحدانش در کشور، با دشمن اینها یعنی ایران نیز روابط دوستانه و همکاری های دراز مدت داشته باشیم؟ لابد به این نتیجه می رسیم که مشکل ما و پاکستان نهفته در جای دیگر و عنوان دیگر است که اینگونه قربانی می دهیم. چرا همانند داشتن روابط سیاسی با ایران و امریکا، قادر نیستیم سیاست های متعادل و روابط خوب در بازی های سه جانبه هند- افغانستان و پاکستان داشته باشیم؟. بنابر این تعادل در روابط منطقه­یی که بتوانیم از آن به نفع کشور استفاده نموده و آوردن صلح و ثبات را در این ملک تسریع ببخشیم، متضمین جسارت مطرح کردن راه های حل مسالمت آمیز متغییر های مشکل آفرین میان افغانستان و پاکستان هست. مردم و ملت ما چرا در بازی های خیالی و رقابت های کشور های دیگر بسوزند؟ نا چار ما با پاکستان همسایه هستیم و همسایه خواهیم ماند. این راه حل ندارد که از همسایگی پاکستان دوری جویم. پس چرا سیاست های واقعی را با خیال و آرمان های هزینه بر، عجین نمایم و مشکلات را بر خود بیشتر و متداوم تر بسازیم.   

افغانستان و تعاملات منطقه یی

افغانستان و تعاملات منطقه یی

اوضاع کنونی و نظم نوین جهانی زمینه را طوری طراحی نموده است که هر کشور باید در حلقه های مختلف فعالانه سهم داشته باشد. تا از این طریق بتوانند کارآیی و سیاست مثبت برای جامعه داشته باشند. افغانستان جز این خانواده بزرگ اجتماعی ناچار است از این اصل کلی پیروی نماید و در بازار گرم روابط با کشور های دیگر دنیا نقش خویش را بازی کند. موقعیت جغرافیای افغانستان در منطقه یکی از شاخص های هست که ما را مجبور می سازد تا با خیلی از کشور ها وارد تعاملات دو جانبه و چند جانبه شویم. بنابر این افغانستان گاهی نقطه وصل پلان ها و استراتیژی ها کلان جهانی و منطقه ی است. پس ناگزیریم از ورود در این بازی ها. اما شرکت ما در این تعاملات باید با درنظر داشت واقعیت های کشور و ظرفیت های موجود باشد. نه بر اساس یارگیری های موضوعی. کشور ما محدود است به همسایگان که مرزهای طولانی و یا کوتاه، با هم شریک هستیم. این همسایگان در برهه های تاریخ روابط با افغانستان گاهی خیلی دوستانه و گاهی هم تا حدودی خصمانه بوده است. اما به هر حال همسایه بودن ما با اینان واقعیت اساسی است که باید در نظر داشته باشیم.

فرایند که امروز افغانستان در آن قرار گرفته است پیشینة کم نظیر دارد. فرصت ها و چالش های که در این بخش از تاریخ متوجه افغانستان است خیلی مهم و حیاتی به نظر می رسد. بازی های پیچیده و چند لایه در منطقه وجود دارد و لزوماً کشور ما نیز در این بازی ها بایست سهم خودش را تصاحب نماید. مشکلات عدیدة ما با کشور همسایه جمهوری اسلامی پاکستان در عرصه های سیاسی، اقتصادی، امور مهاجرین و امنیت از بحث های سرنوشت ساز امروز کشور است. از جانب دیگر نزدیکی روابط دیپلماسی افغانستان با چهره شاخص اقتصاد و سیاست منطقه (هند) نگرانی های همین همسایه را بدنبال داشته و دارد. اما با تأسف هراس پاکستان از نزدیک شدن ما با هند تنها در مقام نگرانی نبوده بلکه هزینه های بزرگ نا امنی را در قبال داشته است. نکتة مثبت و اساسی برای افغانستان این است که فرصت جدید در تعاملات منطقه ی ایجاد شده است، همگرایی ایالات متحده امریکا با هند روی موضوعات بزرگ بین المللی و مبارزه با تروریزم جهانی زمینه خوب را بوجود میاورد تا افغانستان نیز در این میان منافع خود را دنبال نماید. همکاری های هند در بخش اقتصادی و آموزشی با افغانستان در چارچوب همکاری های منطقه ی نکته بسیار مهم است. سرمایه گذاری های هند در بندر چابهار ایران و گره خوردن منافع بلند مدت هرسه کشور (ایران، افغانستان و هند) توزین جدید از معادلات منطقه ی است. اما نفع بردن از این گروپ بندی های منطقه ی زمان برای کشور ما، بیشتر ممکن است که عوامل چالش زا و مشکل آفرین را در درون کشور و در روشنی سیاست واضح با پاکستان حل نمایم. مشکلات چون افزایش ناامنی، بیکاری مزمن، و ده ها عوامل دیگر که در درون مملکت با آن رو به رو هستیم، می توانند این فرصت ها را از ما به راحتی بگیرند و دست مداخله کنندگان که ترس از به ثمر رسیدن پلان های اقتصادی و انکشافی با محوریت افغانستان در منطقه دارند، بیشتر سازند. همچنان معضلات مرزی که با پاکستان موجود است و راه حل منطقی برای آن در حال حاضر جستجو نمی شود، همه اهرام های فشار است در دست پاکستان که به راحتی می تواند اوضاع را به نفع خود شان تغییر دهند. بنابر این جایگاه افغانستان در تعاملات منطقه ی و جهانی وابسته است به مدیریت درست امکانات و ظرفیت های داخلی کشور و کم کردن فاصله ها میان مردم و دولت افغانستان. زیرا پشتبانی و رضایت مردم از دولت، به اقتدار ملی و بین المللی دولت تاثیرات صد درصد دارد. وقتی مشکلات درون کشور را بدرستی بتوانیم مدیریت کنیم و حمایت تمام اقشار مردم را با خود داشته باشیم به یقین بخشی بزرگ از چالش های خودرا از بین برده ایم.

 نکته دیگر که ما را قادر خواهد ساخت تا از فرصت های موجود استفادة بهینه نمایم همگرایی قدرت های منطقه ی با بازی گران  بین المللی است. خوشبختانه این امر تا حدودی در حال تحقق است. رابطه نسبتا مسالمت آمیز ایران با قدرت های جهانی، تلاقی نگاه چین، روسیه و امریکا در مسایل افغانستان فرصت خیلی خوب را برای ما مهیا می سازد تا از تمامی این امکانات در جهت بیرون کشیدن افغانستان از این مخمسه تلاش صورت بگیرد. ایجاد روابط اقتصادی بلند مدت با جمهوری خلق چین و اتصال این قدرت بزرگ اقتصادی از راه افغانستان با ایران و خاور میانه زمینة خوب، برای محور قرار دادن و شریک نمودن افغانستان در بازار های منطقه ی است. اتصال آسیای مرکزی با جنوب آسیا از طریق افغانستان نیز چانس طلایی دیگری است که در دست ما است. پس با این محاسبه افغانستان باید در تعاملات منطقه ی، امروز دست بالای می داشت که ندارد. پرسش بنیادین این است که چرا از این همه فرصت ها نتوانسته ایم به خوبی استفاده نمایم؟ بخشی عمدة این سوال بر می گردد به روابط افغانستان با پاکستان. زیرا با پاکستان علاوه بر اینکه همسایه هستیم، این کشور یکی از تاثیر گذار ترین کشور های منطقه در مسایل افغانستان است. پس باید در روابط خود با پاکستان توجه جدی داشته باشیم. جسارت این را دولت ما باید داشته باشد تا قضایای مشکل آفرین را مطرح و در جهت حل منطقی آن از راه های متعارف ملی و بین المللی اقدام نماید. زیرا لاینحل ماندن قضایای مورد منازعه هرگز به نفع کشور نبوده و نیست. چرا مردم افغانستان قربانی مشکلات و معضلات شود که نتیجه اش جز تباهی و افزایش نا امنی چیزی دیگری نیست. باید روشن شود که چرا پاکستان از نزدیکی ما با هند که هیچ ضرر به کشور سوم ندارد هراسان است. لابد افغانستان با پاکستان همسایه هستند و همسایه خواهند ماند؛ پس چرا اینگونه زهر به کام همسایه ریختانده شود؟ مگر چی چیزی وجود دارد که پاکستان از روابط خوب ما با هند می ترسد؟ عوامل این ترس را باید به صراحت دولت افغانستان و پاکستان بررسی کنند و راه معقول و منطقی و صلح جویانه اش را جستجو نمایند.

با توجه به فرصت ها و چالش های که امروز، افغانستان در سطح منطقه دارد، اگر مشکل ما با پاکستان به شکل اساسی آن حل نگردد، این معضل آنقدر قدرت مند و دارای ظرفیت هست که تمامی چانس ها و برگ های برندة ما را در تعاملات منطقه ی از دست افغانستان برباید. لذاست که همزمان با کار و توجه به این فرصت های موجود باید در راستای حل مشکل نیز توجه شود. زیرا به نظر می رسد پاکستانی ها نیز دلایل و عوامل را می بینند که از دوستی افغانستان با هند ترس دارند و اقدام به دخالت های تخریبی از طریق حمایت گروه های تروریستی در افغانستان می کند. شرایط کنونی افغانستان با درنظر داشت روابط گسترده جهانی و منطقه ی که دارد خوبترین زمان است برای حل کردن این قضایا و روشن نمودن زاویه های تاریک و کشندة که در طول تاریخ پاکستان در قبال افغانستان از آن ها استفاده نموده است.